محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
56
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
تر باشد قوىتر مىشود ، پس به دستور در گلاب ، عرق بكشند و اگر عنبر در دهن نيچه ببندند بهتر است و روغن اين عرق ، در غايت خوبى و عطريت مشاهده شده و چون بعد از عرق كشيدن ثفل آن را با يك من و نيم شكر مخلوط نموده ، بعد از چهار يوم اضافه پوست ترنج يا نارنج يا برگ نارنج يا نارنجك به قدر نيم من بار ديگر عرق بكشند ، همان آثار بر او مترتّب است . دستور گرفتن عرق چوب چينى : جهت تقويت اعضاء و قوتها و تفريح و تلطيفِ اخلاط غليظه . قاعدهء كليهء او آن است كه آن را با [ دو ] مثل او از مجموع گل گاو زبان و بادرنجبويه و گل سرخ و دارچينى در گلاب و امثال آن سه روز در هفت مثل مجموع خيسانيده ، عرق كشند و ثفل او را يك روز در عرق رازيانه و عرق بهار نارنج بخيسانند و به دستور ، تقطير نمايند و عرق رازيانه و بهار ، چهار برابر ثفل مىماند . دستور گرفتن عرق نمك : گرم و خشك و لطيف و محلّل و ملطّف و مجفِّف رطوبات و در ترشى و تندى كمتر از عرق گوگرد و جالى و مفتّح و مداومت آن باعث لاغرى بدن است . نمك طعام را كوبيده ، در قرع مطيَّن به قدر نصف او كرده ، با انبيق تقطير نمايند و قواعد قرع و انبيق و كوزه و ساير احكام آن در طريق پنجم مذكور است و ماء اللحم مقطَّر در بعضى اعمال آن به طريق معمول است . دستور گرفتن روغن آجر : و خواص او در ادويهء مفرده مذكور است و بالجمله در غايت لطافت و محلّل و جهت نزول آب و علل بارده بىعديل است . آجر سرخِ آب نديده را به قدر درهمى ريزه كرده در آتش سرخ كنند و در روغن زيتون اندازند تا روغن را جذب كند پس از روغن بيرون آورده [ نرم كوبيده ] قرع مطيَّن را پر كنند و گلوى قرع را به ليف خرما و امثال آن مملو سازند تا در حين منكوس كردن ، آجر كوبيده از قرع بيرون نيايد و كوزهء دو طبقه ترتيب دهند به اين صورت كه وسط طبقهء بالا ثقبه داشته باشد به قدرى كه گلوى قرع منكوس از آن بيرون آمده ، قابلهء آن كه در [ تحت ] طبقه تحتانى است به دهن آن رود ، پس قرع را منكوس در طبقه بالا نصب كنند و با سرگين گاو و امثال آن قرع را پوشانيده و آتش به همه طرف بر افرزوند تا روغن از قرع به قابله چكد . دستور گرفتن روغن نى : كه جهت درد مفاصل و التيام زخمها بىعديل است و در امور غريبه ، به غايت دخيل است . نى زرد شده را كه تمام خشك نشده باشد بند بند جدا